خب کی این انیمیشن رو دیده؟
فوتبال
دستی - البته چنانچه احیاناً تا به حال با این واژه برخورد نکردهاید-
وسیله ای است که یک زمین فوتبال و دو تیم رقیب را شبیه سازی میکند. این
وسیله در هر طرف مجهز به دستههایی است که بازیکنان از آنها برای اجرای یک
مسابقه واقعی استفاده میکنند.
بنابراین
یک بازی فوتبال دستی چیزی نیست غیر از یک بازی فوتبال ساختگی. اما همان
طور که راوی دانای کل قصه میگوید، «بچهها یک روز، دیگر نمیآیند [تا
فوتبال دستی بازی کنند]» و در عوض سراغ نسخه الکترونیکی این بازی که در
زبان خود مکینتاش صدایش میکنند، میروند. اما رها کردن فوتبال دستی، مشکل
اصلی فیلم «مسابقه روکم کنی» نیست. بلکه این فیلم درباره ورود یک انسان
خبیث به نام پارپادوس است که قبلاً در شهر قصه «مسابقه روکم کنی» زندگی
میکرده و اکنون به یک ستاره بزرگ فوتبال تبدیل شده و از این راه پول
فراوانی به دست آورده است.
![[تصویر: Metegol3.jpg]](http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1598/Metegol3.jpg)
«پرده کنار می رود و نور [شدید] کورمان میکند.» روبرتو فونتاناروسا،
کارتونیست و نویسنده متولد شهر روزاریوی آرژانتین، با این کلمات داستان
کوتاه خود با عنوان «خاطرات یک بال/پیستون راست» را آغاز میکند و خوان
خوزه کامپانیای فیلمساز از آن به عنوان مبنای فیلم جدید خود «مسابقه روکم
کنی» استفاده کرده است.
این
بار، طرفدار واقعی فوتبال نبودن برای کامپانیا یک مزیت شده است، چرا که
این دید، بی طرفی لازم برای روایت داستانی که در آن عواطف، احساسات و
ادراک- دنیا و خود- بسیار کلیدی هستند را به کارگردان داده است. یک بازی
فوتبال دستی چیزی نیست غیر از یک بازی فوتبال ساختگی.
![[تصویر: Metegol2.jpg]](http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1598/Metegol2.jpg)
پارپادوس شخصیت خبیث فیلم «مسابقه روکم کنی» ، تنها نیست بلکه تیم کاملی از
بازیکنان حرفه ای را با خود آورده است که آمادهاند دَمار از روزگار تیم
خانگی مردم شهر در بیاورند. قهرمان فیلم فوتبال دستی، آمادئو نام دارد، او
پسرک کم سن و سالی است که به عنوان دربان بار کساد شهر کار میکند. پشت این
بار یک دستگاه فوتبال دستی وجود دارد که تقریباً به جز آمادئو دیگران آن
را فراموش کردهاند، اما آمادئو به تنهایی قهرمان این بازی است. در جنبه
عاطفی داستان، لورا را داریم، دخترکی با استیل مانگایی[۱] و چشمانی درشت که آمادئو در خفا دل به مهر او بسته است.
وقتی
که پارپادوس اعلام میکند که حاضر است برای خرید کل شهر، پول زیادی
بپردازد و بعد آن را برای ساخت یک شهر پیشرفته تکنولوژیکی ویران کند تا
خوره های بازیهای کامپیوتری را روسفید کند، جنگ شروع میشود. آمادئوی جوان
و کوچک تنها فردی است که تصمیم میگیرد برای مغلوب کردن پارپادوس شکست
ناپذیر و ارتش گردن کلفتهایش یک تیم تشکیل دهد و مردم را با هم متحد سازد.
آمادئو مجموعه عجیبی از بازیکنان را گرد هم میآورد- کشیش پیر شهر، یک جفت
مست دائمالخمر، چند همسایه که قبلاً یک بار هم به توپ لگد نزدهاند، و
خودش که آماده است مقابل چشمان مردم شهر دَمار از روزگار پارپادوس و تیمش
در بیاورد- و اجازه ندهد که بار و فوتبال دستی دوست داشتنیاش نابود شوند.
![[تصویر: Metegol7.jpg]](http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1598/Metegol7.jpg)
به نظر ساده میآید؟ اما این طور نیست. و این دقیقاً چیزی است که در کانون
فیلم «مسابقه روکم کنی» قرار دارد- حدود نود درصد فیلم حول این بازی مرگ و
زندگی بین مردم شهر و غریبه های خبیث میچرخد و این دقیقاً الگویی است که
قبلاً کامپانیا در فیلم "ماه آولاندا / Luna de Avellaneda" در سال ۲۰۰۴
تجربه کرده است. به نظر میرسد که کامپانیا میل و علاقه شدیدی به سنتهای
قدیمی یک شهر حومه ای دارد، چیزهایی که ممکن است به نام پیشرفت فناوری از
بین رفته باشند. او در واقع اعتقاد شدیدی به آن ارزشها دارد و به نوعی
میتوان او را مشعل دار سنتهای خوب قدیمی در مقابل تغییرات نافذ معاصر
دانست. این چیزی بود که باعث رنجش منتقدان کامپانیا در آن زمان شد- روایت
ماه آولاندا فوقالعاده تنظیم شده بود، اما در قلب آن، یک داستان اشک آور
قرار داشت. توجه داشته باشید که داستان و نتیجه اخلاقی «مسابقه روکم کنی»
نیز الگوی مشابهی را دنبال میکند، بنابراین منتظر یک مناقشه جذاب باشید.
در
واقع، حتی اگر این فیلم تنها سه بار، یک بار برای منتقدین، یک بار برای
دانش آموزان مقطع ابتدایی و یک بار هم برای پیش نمایش روز شنبه پخش میشد،
باز هم روز گذشته فضای اینترنت پر میشد از یادداشتهایی به نفع و علیه
«مسابقه روکم کنی» بودند. البته نباید نمایش اجباری در باشگاه سینمایی
نوکلئو را از قلم انداخت. در نتیجه میتوان گفت که توییت ها و بحثهای داغ
در پاتوقهای اینترنتی بر پایه .....هیچ بوده اند. یعنی اگر واقعاً
میخواهید که منصف باشید نمیتوانید بر اساس تریلری که در سایت یوتیوب
بارگذاری شده است درباره این اثر قضاوت کنید. معلوم بود افرادی که از فضای
مجازی برای یاوه سرایی علیه «مسابقه روکم کنی» استفاده کردهاند در واقع
فیلم را ندیدهاند، ولی با این حال ولع زیادی برای بحث درباره ارزشها و
ضعفهای فیلم دارند.
![[تصویر: Metegol6.jpg]](http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1598/Metegol6.jpg)
از نظر آن چند صد نفری که واقعاً فیلم را دیدهاند، «مسابقه روکم کنی» چیزی
از یک اثر برجسته فناوری محور کم ندارد. و البته حق دارند چون تمام
ابزارهای انیمیشن کامپیوتری و فناوری سه بعدی برای تولید آنچه از آن با
عنوان فیلم سال آرژانتین و استاندارد و معیار فیلمهایی آتی این ژانر نام
برده میشود، استادانه به کار رفته اند.
کلیه
هنرمندان و تکنیسینهای انیمیشنی فیلم «مسابقه روکم کنی» از استعداد
درخشان و ظرفیت فوقالعاده خود برای غلبه بر [مشکلات ناشی از] بودجه اندک
ساخت این فیلم (بر اساس استانداردهای بینالمللی) استفاده کردهاند. گرچه
برای ساخت «مسابقه روکم کنی» ۲۲ میلیون دلار هزینه شده است و گرانترین
فیلم تاریخ آرژانتین به شمار میرود، اما بودجه آن تنها درصدی از بودجه یک
اثر مشابه هالیوودی به شمار میرود. و از نظر نگارنده، این اثر در مقایسه
با فیلمهای گران قیمتتر همنوع خود هرگز رنگ نمیبازد. کامپانیا اعتراف
کرده که یکی از طرفداران انیمیشن داستان اسباب بازی ۲ است، بنابراین دغدغه
او برای تولید فیلمی که در آن اسباب بازیها جان میگیرند تا با اهریمن
بجنگند و شادی را به زندگی مردمی که شرایط شوم و ترسناکی را تجربه کردهاند
بیاورند، دور از ذهن نبود.
برای
توضیح استفاده کامپانیا از فناوری سه بعدی، باید از جانب او گفت که از
تکنیک سه بعدی تنها به عنوان یک جاذبه صرف برای دور کردن ذهن بینندهها از
این حقیقت که داستان فیلم خیلی خیلی ساده است، استفاده نشده است. اما نکته
آنجاست که نمیتوان این دو را با هم داشت: اگر داستانی پیچیده و گیج کننده
باشد، میتوان به آن اعتراض کرد، اما اگر همان روایت به زبانی ساده بیان
شده باشد، حتماً باید چیز خوبی باشد.
![[تصویر: Metegol5.jpg]](http://naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1598/Metegol5.jpg)
ساده سازی، گناه نیست، ساده سازی بیش از حد گناه است. منتقدان کامپانیا بی
شک از این جنبه جهان بینی او خرده خواهند گرفت و میگویند که زندگی
اینقدرها هم [که کامپانیا فکر می کند] ساده نیست. اما در مقابل طرفداران وی
همان اندازه که از رویکرد زمینی «ماه آولاندا» در رابطه با معماهای زندگی
لذت بردهاند از روایت ساده و بی تکلف «مسابقه روکم کنی» نیز محظوظ خواهند
شد. از اینها گذشته، مگر آقای کامپانیا خود بارها و بارها اعتراف نکرده که
کارگردان مورد علاقهاش فِرانک کاپرا است و بهترین اثر کاپرا از نظر او «چه زندگی شگفت انگیزی / It's a Wonderful Life»
است؟ از نظر نگارنده این اثر کاپرا، فیلم خوش ساختی است اما به لحاظ
ایدئولوژیک از مفاهیم خوب اما غیرواقعی آسیب دیده است. شاید دنیای کامپانیا
کمی کاپرایی باشد، اما از نظر من مادامی که او نخواهد کاپرا را تقلید کند
این امر هیچ اشکالی ندارد. «مسابقه روکم کنی» اثری صادقانه و حامل بی عیب و
نقصی برای نمایش استعداد و سختکوشی کامپانیا و تیم نویسندگان، تهیه
کنندهها، انیماتورها، کارشناسان کامپیوتر و گرافیک، مشاوران سه بعدی
روتوسکوپی و صداپیشگان است. شاید ۱۰۰ دقیقه برای ساخت این فیلم کمی زیاد
باشد، اما طرفداران فوتبال که مرتب بازیهای فوتبال را از تلویزیونهای خود
دنبال میکنند، ناامید نخواهند شد، چون «مسابقه روکم کنی» جذابیتهای یک
مسابقه واقعی را دارد.
منبع:http://forum.p313.ir/showthread.php?tid=6437&pid=25644
خودت میدونی......

می گوینـــد انـســــــــــانهای خوب به بهشـــــــــــــــت میروند.
اما من می گویم:
انســـــــانهای خــــوب، هــَــــــــرجا که
باشند ؛
آنجــــا ☜ بهشــــــــــــــــــت ☞ اســـــــت.